تبليغاتX
پیش از غروب

پیش از غروب


ادبی ، هنری

علی اشرف درویشیان

یکی از دوستان در شمال کشور که نویسنده خوبی است می‌گفت که داستانهای کوتاه بیژن نجدی را نخوانده است. دوست دیگری در خوزستان که او هم داستانهای زیبایی نوشته اما هنوز موفق به چاپ آن‌ها نشده می‌گفت هنوز وقت نکرده رمان مدار صفر درجه احمد محمود را بخواند! برادر و خواهر من محمود دولت آبادی (خراسان) و غلامحسین ساعدی (آذربایجان) و هوشنگ گلشیری (اصفهان) علی اشرف درویشیان (کردستان) و احمد محمود (خوزستان) و صادق چوبک (بوشهر) و امین فقیری (فارس) و..... پیش نیازهای ادبیات داستانی این مرز و بوم هستند تا آن‌ها را پاس نکنید نمی‌توانید به صدای مستقلی در ادبیات ایران و به امید خدا در عرصه جهانی دست پیدا کنید. این‌ها حرمت و اعتبار و آبروی فرهنگ این کشور هستند. همانطور که این عزیزان در کارهای جدید ترنسبت به کارهای قبلی خود عبور کرده‌اند شما هم باید اینگونه عمل کنید مهم نیست از کارور و وولف و کافکا و مارکز و و یوسا و مارکز الهام می‌گیرید اما اول باید کارهای بزرگان داستان نویسی خودمان را به اصطلاح خورده باشید. همین پروپاگاندای نصفه و نیمه ادبی در کشورمان خصوصا از نوع الکترونیکی آن باعث شده اگر یوسا عطسه کند و مارکز به یاد خاطرات بچه گی‌هایش و دلبرکان سودازده‌اش بیفتد و یا بادی از کنار فلان نویسنده اروپایی بوزد و زلف‌های او را آشفته کند همه ما بفهمیم و تا صبح چشم از کامپیو‌تر بر نمی‌داریم تا ببینیم مثلا جناب مارکز در آن دوران چکار کرده است! اما چند نفر، حدود بیست عنوان از کتابهای نایاب و یا کم یاب آقای علی اشرف درویشیان درحوزه ادبیات داستانی را مطالعه کرده‌اند؟ کتابهایی که باید در واحدهای موسوم به ادبیات معاصر دانشگاههای کشور تدریس شوند. درهر کشور دیگری آقای درویشیان زندگی می‌کردند باید بواسطه کارهای تحقیقاتی که انجام داده‌اند مدرک دکترای افتخاری به ایشان عطا می‌کردند وعضویت افتخاری فرهنگستان زبان به ایشان اهدا می‌شد. اگر چه ایشان نه بواسطه فوق لیسانس روان‌شناسی خود بلکه به دلیل تحلیل موشکافانه کاراکتر‌های داستان‌هایش نیازی به چنین القابی ندارد اما دوستداران و علاقه مندان مایلند بجای این همه خبر از موراکامی یک خط و فقط یک جمله از حال و احوال «داشی برا» ی ادبیات داستانی ایران زمین بدانند. 

در ادامه مطلب داستانی از آقای علی اشرف درویشیان به نام «ندارد» می‌توانید مطالعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 18:18 توسط ساسان شهرزاد

يلدا نوشت

امشب شب یلدا است نمی‌دانم چرا هر وقت به شب یلدا نزدیک می‌شوم احساس خوشایندی به من دست می‌دهد. هر چند نمی‌خواستم این سطور را بنویسم اما گفتم در این شب طولانی شما را هم در شادی امروزم شریک کنم و آن را تقدیم می‌کنم به همسر عزیزم که هرگز راه را بر عبور علاقه نبست. در ادامه مطلب یلدا نوشت من را می‌توانید مطالعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 16:1 توسط ساسان شهرزاد

عباس عبدی

«متولد نهم تیر ماه ۱۳۳۱ آبادان هستم که تا بیست سالگی را در‌‌ همان جا و بعد از آن را در تهران و قشم و اصفهان و عسلویه گذرانده‌ام اولین کار‌هایم در «فردوسی» و «تماشا» و «کیهان» و یکی دو جنگ دانشجویی در آمد. در سال ۵۱ و در شماره ۱۰۴۷ مجله فردوسی به همراه عکس و توضیحاتی خود را آن عباس عبدی دیگری که گویا خبرنگار «کیهان» بود و در «تهران مصور» هم داستان می‌نوشت معرفی کرده‌ام. مجموعه داستان کوتاه «قلعه پرتغالی» اولین کتاب من و شامل تعدادی از داستانهایی است که طی چند سال اخیر از فضای قشم و حوالی آن نوشتم. »

مجموعه داستانهای «دریا خواهر است» و «باید تو را پیدا کنم» دیگر کتابهای آقای «عباس عبدی» است. در ادامه مطلب نگاهی به اولین کتاب ایشان «قلعه پرتغالی» داشته‌ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 12:7 توسط ساسان شهرزاد

علیرضا محمودی ایرانمهر

در شماره هفدهم ماهنامه «ادبیات ما»  داستانی از آقای «علیرضا محمودی ایرانمهر» خواندم به اسم «ماک اسقاط در پاییز گندم زار» که پیشنهاد می‌کنم این داستان را بخوانید. در ادامه مطلب نگاهی به این داستان داشته‌ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 17:58 توسط ساسان شهرزاد

زنان داستان نویس

چندی پیش توفیق اجباری نصیب من شد و تعدادی کتاب جدید داستان از نویسندگان زن ایرانی را خواندم! اینکه چرا توفیق و چرا اجباری توضیحش مفصل است اما بطور خلاصه، توفیق آن به این دلیل بود که مدت‌ها کاری از زنان نویسنده ایرانی نخوانده بودم! اما اجباری بودن آن به این دلیل بود که دوستی برای اذیت کردن من تعدادی کتاب از نویسندگان زن را به من هدیه داد و نمی‌توانستم دستش را رد کنم! تا اینکه مصاحبه خانم «فریبا کلهر» را خواندم. در ادامه مطلب با توجه به این مصاحبه نگاهی به آثار نویسندگان زن داشته ام اما نه به قصد نقد، چرا که برای نقد نیاز به دانش عمیق بینارشته‌ای می‌باشد و نه به نیت آسیب‌شناسی کارهای زنان داستان نویس چرا که این دومی نیاز به دل شیر دارد!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 0:37 توسط ساسان شهرزاد

<-BlogAbout->

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
طراحی شده توسط
یاس تم